![]() |
![]() |
|
| نوری از جنس امید |
|
چشم به انتظار نشتم... هوا دل تنگ شد و خم به ابرو گرفت. آرام آرام باریدن گرفت. چشم جایی را نمی دید... دلم می خواست از همه چیز رها شده دل به پاکی باران بسپارم... باهزاران راز و نیاز خود را به سر قرار امروز رساندم خیس شده بودی یخ کرده بودی. دلتنگ دستهای همیشه گرمت شدم. دلتنگ گرمی نفسهایت... دلتنگ خنده های گرم و صمیمی... دلتنگ نگاه ها و چشمک های جفت چشم نازت... می گویم خدا هوایم را دارد نپرس چگونه... عصر پشت پنچره کنار گلدان حسنی یوسف کوچکم نشستم و باریدن هوا را به نظاره ایستادم هر از گاهی با دست بخور شیشه را پاک کرده دلتنگی را به رخ کشید...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 22:16 توسط Elman |
|
|
مرغک انتظار روی شانه هایمان آواز امید می خواند پشت تمام ثانیه هایمان یک اتفاق بزرگ ایستاده ، سفید... آری ... اما این چشم های بی قرار دیوانه ام کرده اند ، بس که از وقت آمدنت می پرسند... می گویی چه کنم؟ گاهی با دلم گرم می گیرم ذلال شوم ، مبادا از چشم هایت بیفتم و بشکنم... هوای شهر غبار آلود شده ، اما من غصه ام از گرد و غبارب است که روی دهیلیزهای دلم نشسته... به بزرگی دلتنگی کوجه های شهر پیامبر دلتنگ روزهای وصالیم که بیایی و بیت الاحزان جانمان را روشن کنی... اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 15:21 توسط Elman |
|
|
لعنت خدا و نفرین ولی عصر بر کسانی که باعث کنار کشیدنت از دنیای مجازی شدند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 19:59 توسط Elman |
|
|
نشسته ام پر گریه میال حال خودم میان غصه و دلتنگی و سوال خودم غم غریبی چشم تو را چه خواهم کرد ز درد خویش گذشتم که بی خیال خودم دوباره غصه و من و یک غم و کمی تشویش و باز حرف وصالی میان فال خودم میان خاطره های گذشته من و تو دوباره خنده ای از حرف های کال خودم خدا کند که نبینم غم نگاهت را تمام غصه و دلتنگی تو مال خودم عزیزم یاد قشنگت همیشه با من هست درست مثل غزل گشته ای دو بال خودم هزار بار نوشتم که بی تو دلتنگم خدا کند که نبینم تو را به حال خودم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 22:44 توسط Elman |
|
|
در این روزهای نخستین بهار که در فضای شاد دلمان عطر آمدنت بیشتر از همیشه پیچیده که سرزمین حجاز از شادی پیوند آسمانی آب و آفتاب در پوست خود نمی گنجد هی به پای دلم حوصله می ریزم هی سر چشمهای را گرم می کنم هی به خودم امید می دهم گاهی وقت ها به سرم می زند این گفته ها را فریاد بزنم فریاد... دیگر این چشمهای پریشان آه ندارند که با ناله سودا کنند. ما این درد بودن اما نبودن تو را در اندام روزگار حس می کنیم بگو تا کی ای مهربانی بی دریغ صلوات بر محمد و آل محمد....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 10:30 توسط Elman |
|
|
دلمان گرفت از اين همه سلام هاي بي جواب گرفت از اين كنايه ها و طعنه هايي كه مي زنند و باور ندارند كه مي آيي! دلمان گرفت از اين روزها كه فضاي خواهشمان تمام غصه دار فراق است. با آمدن ربيع زمستان رو به پايان ما ، منتظر دستهاي گرم و مهرباني است كه در انجماد ثانيه ها در نزديك ترين جمعه آمدنت ذكر هاي خفته جهان را بيدار خواهد كرد. روزهاي ما كوير نشينان اميدوار هميشه تو را كم دارد. كاش زود تر خودت را برساني.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 22:35 توسط Elman |
|
|
اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند جان به قربان تو مولا که تو حج فقرایی... آقا گندم بریز برام بخدا کفترت می شم ... مولای من! منم که از فقیرانم پس چرا دعای آمدنم به پا بوسیت را اجابت نمی کنی؟ مگر ما بدها دل نداریم؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 10:0 توسط Elman |
|
|
شاید آخرین باری باشد که این مسیر چند صد قدمی را می روم خدا می داند چند بار همین مسیر را به اضطراب دویده ام چند بار ذوق کرده ام برای رسیدن،چند بار به اکراه قدم برداشته ام چند بار دلم لرزیده،چند بار چشمانم گریسته خدا می داند چند بار دستت را سفت گرفته ام مبادا لیز بخورم چند بار خدا خدا کرده ام که به موقع برسم....می فهمی؟ از کجا به اینجا رسیده ام من؟ 4سال تمام بغض سکوتم را قورت داده ام... طعنه و کنایه شنیدم از همه آنهایی که خیلی چیزها را ادعا می کردند...از همه آنهایی که جانماز آب می کشیدند...همه آنهایی که شعار می دادند ولی چه باک از اینهمه ملامت که تو را داشتم و دارم!!! نمی دانم که یک بار دیگر دلم برای دانشگاه تنگ می شود یا نه؟! نمی دانم که یک بار دیگر می بینمت یا نه؟! ولی خدا می داند همیشه صاف و صادق بودم...کج نرفتم که کج نگاهم کردند بی ربط نگفتم که بی ربط بارم کردند...و تو دانستی! معمولا همه فارغ التحصیلی شان را جشن می گیرند،و من سر در گم در این تمام شدنم!!! من در این چند سال ،در این حجم آجری بزرگ شدم...آنقدر که در هیچ جای این دنیای بزرگ جایی برایم پیدا نشد فهمیدم...آنقدر که تمام مویرگهای مغزم ترکید یاد گرفتم... که آدم همیشه تنهاست بالغ شدم ...آنقدر که مرا از حجم محدود به بی نهایت تو کشاند دل دادم... و از یک وابستگی بچگانه و کوچک به دل بستگی عارفانه رسیدم دل ستاندم... دلی که دستان کوچک مرا ،روح کوچکم را، ذهن کوچکم را و قلب کوچکم را گنجایس اینهمه نبود!!! و از خود عروج کردم به ساحت تو! و تو شدم. و امروز فارغ التحصیلی ام را با حودم جشن می گیرم،خودی که رنگ تو دارد و سهم من از این دنیای بزرگ و از این حجم آجری محدود، خاطر تو شد! . . . آری، شاید آخرین باری باشد که از این مسیر می گذرم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 10:21 توسط Elman |
|
|
خداوندا گناه مرزهاي وجودم را محاصره كرده و داشته هايم را به تاراج مي برد. اين يغماگر، طوفاني به پا كرده و چشمهاي انتظار را آلوده سرمه اي از گرد و غبار كرده است دل را به سبك و سياق كنج انديشي و تزريق سياهي به ضمير آن ميهوت خود ساخته است. سرخي گونه هايم نه از سرخاب است نه از بر وفقي مراد روزگار! از شرمندگي است از سرافكندگي! خداوندا من آيينه مي خواهم! آيينه اي به وسعت مهرباني ات ، كه خود را به تجلي عرفان تو ضميمه كنم. آيينه اي كه نور كرامتت را بر چشم هاي غبار گرفته منعكس كند. آيينه اي كه جلايش صيقل دهنده چشم هاي غبار گرفته و نورش رها سازنده روج از اسارت سياهي باشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 9:10 توسط Elman |
|
|
وقتي پرنده درونمان گوشه اي همين كز مي كند با هزار اميد ان را در آسمان انتظار پرواز مي دهيم وقتي اين دل پريشان در جمعه باز بهم ريخته خيال مچاله مي شود به پايش صبر مي ريزيم و ما همه به اين دلخوشيم كه فرمود: خوشا به حال شيعيان ما كه در غيبت قائم بر محبت ولايت ما و بيزاري از دشمنان پايدار مي مانند آنها از ما و ما از آنهاييم صبحي كه گذردبه كوكي چشمانمان مي افتد كه خدا كند زودتر اين حرفاي بريده بريده را جمع مي كني و آفتاب در دست مشق اين همه دلتنگي را خط مي زني.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 23:24 توسط Elman |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
غم دور از تو ماندن یک بی بال و پرم کرد
نرفت از یاد من عشق سفر عاشق ترم کرد. |
| پیوندهای روزانه |
|
فنچ و جوجه اردک سنجاب آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1390 فروردین 1390 دی 1389 اردیبهشت 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 |
|
RSS
|